خبر   
رهنمودها   
بیانیه ها   
همایش ها   
برنامه ها   
مطالب مفید   
مهم   
سایت ها مراجع اعظام و مراکز شیعی   

نقش روحانيت در جامعه امروز
نقش روحانيت در جامعه امروز
اشاره شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي با اين كه خود نيز همچون استاد شهيد مرتضي مطهري، در عنفوان پيروزي انقلاب اسلامي قرباني كينه توزي دشمنان اسلام شد، اما اين فرصت را يافت كه در نخستين سالگرد شهادت يار ديرين خود، ياد او را گرامي بدارد. يكي از ويژگي‌هاي بارز استاد مطهري زمان شناسي و ايفاي نقش سازنده در زمان خود بوده است. شهيد بهشتي به همين مناسبت در تاريخ 12/2/59،در نماز جمعه قم نقش روحانيت شيعه در شرايط انقلاب اسلامي را بررسي كرده است كه بازخواني آن پس از سي و چهار سال، جالب خواهد بود: بسم‌الله الرحمن الرحيم. الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام علي جميع انبيائه ورسله و علي سيدنا و مولانا و نبينا ابي القاسم محمد و علي ابن عمه و وصيه من بعده، مولانا اميرالمؤمنين و علي الائمة الهداة من ولده و الخيرة من آله و صحبه و السلام علينا و علي عباد‌الله الصالحين. امروز حضورم در اينجا و در جمع شما دوستان عزيز، به مناسبت سالگرد شهادت برادر پرارج و عزيز و فقيدم، عالم و محقق بزرگوار مرحوم آيت‌الله مطهري است.با اينكه در اين روزها حوادث و رويدادهاي تازه ايجاب مي‌كند بحث درباره اين رويدادها باشد، وظيفه اين است كه مطلبي را عرض كنم كه بيشتر با نقش و مكان و منزلت روحاني در جامعه ارتباط پيدا مي‌كند. در يادبود يك روحاني جليل القدر، سخن از نقش روحانيت أولي است. به علاوه، در بحثي كه چند هفته قبل اينجا داشتم، قول دادم يك بار ديگر در جمع دوستان بيايم و در اين باره آنچه مي‌دانم عرض كنم. يكي از برادران روحاني ضمن سؤال‌هاي كتبي، سؤالي در اين باره فرستاده بودند و در پاسخ ايشان گفتم كه اين سؤال، سؤالي نيست كه با چند جمله در پايان سخنراني پاسخ داده شود و نيازمند بحث مستقلي است. موضوع عرايض من "نقش روحانيت در جامعه امروز ما" است و روي سخن نه فقط متوجه روحانياني است كه اينجا تشريف دارند و عده‌شان هم بحمدالله زياد است؛ بلكه با همه برادران و خواهراني است كه در اين مراسم پرشكوه نماز جمعه به نيايش خداوند حاضر شده‌اند. مسأله، مسأله صنفي نيست. مسأله، مسأله بنيادي در رابطه با جامعه اسلامي، نظام اسلامي و جمهوري اسلامي ماست. در عين آنكه درباره نقش يك گروه و صنف است، درباره كل جامعه هم هست. براي اينكه نقش روحانيت را در جامعه امروز و فرداي جامعه بهتر بشناسيم، ناچاريم نقش همين روحانيت را در دو سال قبل از پيروزي انقلاب مورد بررسي قرار بدهيم. نقش‌هاي سنتي روحانيت برادران روحاني! روحانيت از سال‌ها و قرن‌ها پيش يك سلسله نقش‌هاي ديرينه داشت. اين نقش‌ها را يكي يكي برمي‌شماريم. 1. روحانيت، نقش بيان اسلام اصيل را براي جامعه بر عهده داشت. اگر مردم مي‌خواستند بفهمند دينشان، اسلامشان، قرآنشان، كتابشان، سنتشان، عقايد اسلامي و احكام اسلامي و اخلاق اسلامي چه گفته است، به روحاني مراجعه مي‌كردند.روحانيان كم‌تحرك آنهايي بودند كه در ايفاي اين وظيفه مي‌نشستند تا مردم به آنها مراجعه كنند. روحانيان پرتحرك و مسئوليت‌شناس‌تر آنهايي بودند كه نزد مردم مي‌رفتند تا رسالت خداوند را تبليغ كنند، ولي به هر حال، وظيفه بيان اسلام در درجه اول بر عهده روحانيت بود. اسلام‌شناس، مجتهد، صاحب نظر، مرجع، كساني كه صلاحيت مرجعيت در زمينه مسائل اسلامي داشته باشند، اينها در درجه اول بايد از حوزه‌هاي علميه اسلامي و از حوزه‌هاي روحانيت بيرون بيايند. آنجا بايد نشو ونما كنند، ساخته شوند، بزرگ شوند، شناخته شوند شناختني كه در آن هم مدرك نبود و هم مدرك بود. آنچه نبود، مدرك كتبي كاغذي بود و آنچه بود، مدرك عيني اجتماعي بود. 2. چهره‌هاي محقق مجتهد به حد بلوغ رسيده، در اين نظام بي‌تكلف به مرور زمان، به وسيله شاگردان برجسته يا هم‌طرازان با انصافشان معرفي مي‌شدند. هم شناخته مي‌شدند، هم شناسانده مي‌شدند و در اين شناختن و شناساندن كندي بود، سرعت لازم نبود، اما اطمينان فراوان وجود داشت. چهره‌اي كه در يك حوزه علميه بزرگ شكوفا مي‌شد، گل مي‌كرد، شناخته مي‌شد، تقريباً عموم مردم مي‌توانستند به صلاحيت علمي و حتي به صلاحيت فضلي و معنوي و تقوائي‌اش، اعتماد و اطمينان پيدا كنند. بنابراين وظيفه تحقيق درباره اسلام، بر‌عهده روحانيت بود و روحانيت اين وظيفه را خود، عهده‌دار شده بود. 3. وظيفه تهذيب اخلاق؛ روحانيت نقش عمده خود را در اين مي‌ديد كه بايد با سخنش، با عملش و با رفتارش، با معاشرتش، با هدايتش، با تذكرش، مردم را به اخلاق پاك دعوت كند. اخلاق جامعه را مهذب كند، جامعه را از آلودگي‌ها دور كند و به كمالات اخلاقي بيارايد. اين نقش سوم، نقش بسيار مهمروحانيت بود. در حدود نوزده سال قبل، پس از رحلت مرحوم آيت‌الله العظمي بروجردي، اين استاد بزرگواري كه به خصوص در شناساندن روش تحقيقي فقه، حق بزرگي بر همه ما دارد، براي ايجاد حركتي سازنده‌تر در حوزه، دوستانمان گردهمايي‌ها، بحث‌ها و برنامه‌ريزي‌هايي داشتند. برنامه‌هايي به ثمر رسيده بود و براي شروعش با چهره‌هايي كه در مظان مرجعيت و با مرجع بودند، تبادل نظر داشتيم. از جمله شبي همراه با برادران عزيز و مجاهد، آيت‌الله مشكيني و آيت‌الله رباني شيرازي خدمت حضرت آيت‌الله العظمي آقاي گلپايگاني بوديم. بحث بود درباره اينكه چه بايد كرد كه مسأله تربيت اخلاق و تهذيب اخلاق در حوزه علميه قم نقش بالاتر و سازنده‌تري به خود بگيرد؟ بحث بود، صحبت بود. ياد مي‌كرديم از درس سازنده اخلاق مرجع عاليقدر، امام خميني در قم و تأثيري كه درس ايشان در آن سال‌ها در ساختن و تربيت كردن فضلايي كه به آن درس حاضر مي‌شدند، داشت و تأسف از اينكه سال‌هاست اين درس تعطيل است و ادامه ندارد. در آن موقع امام در قم بودند، اما درس‌هاي ديگري را داشتند. به اين مناسبت من پرسيدم كه در آن موقع كه شما طلبه‌اي جوان بوديد، در اين حوزه قم درس اخلاق در حوزه قم بر عهده چه كسي بود؟ چه كسي درس اخلاق داشت؟ ايشان پاسخي دادند كه به ياد من همچنان مانده و مي‌ماند. گفتند در آن موقع ما درسي به نام درس اخلاق نداشتيم، اما الگوهايي به عنوان الگوهاي عملي اخلاق داشتيم و در ميان اين الگوها از چند نفر به عنوان الگوي برجسته نام بردند؛ از جمله مرحوم آيت الله، استاد، عالم رباني فقيه بزرگوار حاج شيخ ابوالقاسم قمي رحمة‌الله عليه. گفتند رفتار اين عالم جليل در محيط جامعه، در شهر و در حوزه براي همه ما طلاب آن موقع، آموزنده و سازنده بود. از هر سخن، برخورد و رفتار ايشان ما چ