خبر   
رهنمودها   
بیانیه ها   
همایش ها   
برنامه ها   
مطالب مفید   
مهم   
سایت ها مراجع اعظام و مراکز شیعی   

افراطيون را بهتر بشناسيم
افراطيون را بهتر بشناسيم
عبدالرحيم اباذري
ايام دهه شصت وهفتاد كه دو گروه سياسي موسوم به"چپ وراست" با هم در رقابت بودند وهر از چند گاهي درگيري وبگو مگوهاي جناحي با هم داشتند،يكي از امام جمعه‌هاي محترم مركز استان‌ها با انتقاد از عملكردهاي غير متعارف آنها جمله‌اي به اين مضمون گفتكه " راستي‌ها عقل ندارند وچپي‌ها نيز دين ". اين جمله آن روزها در محافل سياسي بر سر زبان‌ها افتاد،اما هيچ وقت مورد تامل ودقت قرار نگرفت.صدق اين جمله اگر چه در كليت مشكل داشت اما به صورت قضيه موجبه جزئيه مي‌توانست صادق باشد، زيرا درميان راستي‌ها افرادي به چشم مي‌خوردند كه اين تعريف درباره آنها درست بود،چنانكه بعضي از چپي‌ها هم بودند كه عملكردشان محتواي آن را تاييد مي‌كرد.
سال‌ها گذشت و در اواخر دهه هفتاد اصطلاح چپي وراستي جاي خود را به "اصلاح طلبي واصول گرايي"داد وحقيقت آن جمله معروف، بيشتر آشكار شد. بايد گفت اين جمله كوتاه وگويا در واقع، ناظر بر يك موضوع مهم اخلاقي است كه علماي اخلاق انسان هارا از نظر علم وعقل به چند دسته تقسيم مي‌كنند:
1- انسان‌هايي كه هم از نظر عقلي به رشد كافي دست يافتند وهم از نظرعلمي به مراتب عالي رسيدند.
2- افرادي كه از نظر عقلي، رشد خوبي داشتند، اما ازعلم، بهره‌اي نبردند وبي سواد ماندند.
3- آدم‌هايي كه از نظر علمي به مراتب عالي صعود كردند؛اما از نظر عقلي چندان توفيقي به دست نياوردند.
4- آدم‌هايي كه نه از رشد عقلي ِ مطلوبي برخوردارند و نه از علم وسواد بهره‌اي بردند.
براي درك مطلب،توضيح چند نكته ضروري است:
الف- در كتاب آسماني قرآن ودر لسان احاديث اهل بيت (عليهم السلام)عقل در مقابل جهل استعمال شده است به همين سبب فقها ومحدثين در كتب حديثي نيز باب معروفي به نام باب "عقل وجهل" تدوين كردند. يعني عقل با جهل هرگز يك جا جمع نمي‌شوند، اما امكان دارد علم و جهل با هم جمع بشوند.مانند كسي كه تحصيلات سطوح عالي حوزه يا دانشگاه را به خوبي پشت سر گذاشته باشد،ولي از حيث عقلي در سطح خيلي پايين بماند كه نمونه‌هاي آن را به راحتي مي‌توان مشاهده كرد.در قرآن نيز براي علماي يهود عمل به علمشان نمي‌كردند، عالمان جاهل خطاب شده است. گاهي نيز عقل در مقابل جنون وديوانگي مي‌آيد كه اين معنا ازموضوع بحث ما خارج است.
ب - در فرهنگ قرآني، "اختلاف افكني"، "انحصار طلبي"، "استهزاي ديگران"، "اقدام‌هاي نسنجيده"، "بي ادبي"، "بي تقوايي"، "ياوه گويي "،"لجاجت "، "كوردلي "، "تعصب بي‌جا"،"افترا بستن به ديگران" از آثار جهل شمارش شده است.(ر،ك: فرهنگ قرآن،اكبر هاشمي رفسنجاني،ج10، ص172تا184) ازطرف ديگر" تقوا پيشگي"، " دوري ازافترا "، "وحدت گرايي"، "پرهيز از پليدي "، "ادب " و "درك وفهم درست از مسايل" از نشانه‌هاي فرد عاقل مي‌باشد. (همان،ج 20، ص476)
ج - تحصيل علم با همه دشواري‌هايي كه دارد، چندان سخت نيست. همه مردم، حتي كساني كه استعداد ضعيفي هم دارند مي‌توانند با اندك تلاش و پشتكار به علوم وفنون مختلف دست يابند وبه مراتب عالي برسند،اما تحصيل عقل به اين آساني نيست، نيازبه تهذيب نفس ورياضت واقعي داردودردل هر كسي جاي نمي‌گيرد كه در قرآن از آن به "حكمت وفرقان" تعبير آورده شده است. "ان تتقوا‌الله يجعل لكم فرقانا،انفال،29"و"من يوت الحكمه فقد اوتي خيرا كثيرا،بقره،269".
براي تقريب ذهن ؛علم به منزله هلي كوپتر مي‌ماند كه در هر كوي وبرزن، پشت بام؛ته دره، وبالاي كوه وتپه مي‌تواند فرود آيد،فقط كافي است اندك جايي براي استقراردوپايه آن وجود داشته باشد.اما برخلاف عقل كه همانند هواپيما نياز مبرم به زمين صاف، آسفالت وباندكشي شده وبرج مراقبت دارد.
د - علم به منزله پوسته انسان مي‌ماند وصرفا يك سري اصطلاحات والفاظ خشك وخالي است كه در ذهن آدمي انباشته مي‌شود واو را تنها تبديل به يك رباط وكامپيوترمي كند كه از هر علوم وفنوني سوال كني فوري جواب مي‌دهد،اما عقل هسته وحقيقت انسان به شمار مي‌آيد.انسانِ عالمِ بدون ِعقل، مانند جسم منهاي روح وجان است كه بوي تعفن سراپاي وجودش را فرا گرفته باشد.
ح - علم بدون عقل وتهذيب نفس بسيار خطر ناك است ؛چنانكه گفته اند: "چو دزدي با چراغ آيد گزيده‌تر برد كالا" در بيان ديگري امام خميني (رضوان‌الله تعالي عليه) مي‌فرمايد: اگرتهذيب (عقل) در كار نباشد علم توحيد هم به درد نمي‌خورد. العلم هوالحجاب الاكبر. هرچه انباشته‌تر شود، همانقدر انسان را از خدا دورتر مي‌كند.(صحيفه امام،ح13،ص420)
حال با اين مقدمه و توضيحات به بحث اصلي بر مي‌گرديم و رهبران واعضاي فعال جناحهاي "اصول گرا واصلاح طلب" وساير جريان‌هاي منشعب وهمسو با آنها را از حيث تقسيم بندي چهار گانه بالا مورد نقد وبررسي قرار مي‌دهيم تا بدين طريق زمينه‌هاي شناحت افراطيون واعتداليون وتفكيك آن دو از هم فراهم شود وشاخصه‌هاي هركدام نيز به دست آيد.
دسته اول كه اكثر رهبران واعضاي اصلي وبنيان گزاران دو تشكل سياسي را تشكيل مي‌دهند،هم از علم وآگاهي بر خوردار بودند وهستند وهم از عقل و حكمت كه همان پرتويي از فرقان،اخلاق وتهذيب نفس است،بهرمند مي‌باشند.طبيعي است تشخيص ميزان دقيق علم وعقل درافراد امكان پذير نيست ومراتب آن دو به حسب شدت وضعف (مقول بالتشكيك) با هم فرق خواهند داشت.
دسته دوم از افراد هر دو گروه را نيز مي‌توان يافت كه اينها با اين كه تحصيلات علمي آنچناني ندارند وحتي بعضي هايشان شايد خواندن ونوشتن هم بلد نباشند،اما از نظر عقلي وكمالات اخلاقي مورد توجه هستند.اين دو دسته اشتراك‌هايي با هم دارند كه قابل دقت وتامل است:
1 - رقباي جناحي ومخالف خود را تحمل وتكريم مي‌كنند.
2 - از سوءظن،هتك حرمت واتهام زني به ديگران پرهيز كرده واز كرامت انساني دفاع مي‌كنند.
2 - در موضع گيري‌هاي سياسي روش معتدل وعقل مدارانه دارند.
4