خبر   
رهنمودها   
بیانیه ها   
همایش ها   
برنامه ها   
مطالب مفید   
مهم   
سایت ها مراجع اعظام و مراکز شیعی   

به مناسبت سوم اسفند سالروز صدور پیام مهم امام‌خمینی خطاب به روحانیون
به مناسبت سوم اسفند سالروز صدور پیام مهم امام‌خمینی خطاب به روحانیون
حضرت امام خمینی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، آخرین ماهها و روزهای حیات با برکت خود را ماهها و روزهای بشارت‌ها و انذارها قرار دادند و بر همین مبنا پیام‌ها و نامه‌های بسیار مهمی را به رشته تحریر درآورده و منتشر نمودند. وصیت‌نامه الهی و سیاسی آن حضرت که در برگیرنده جامع تذکرات مهم، آینده‌نگرانه و انسان‌ساز است در همین ماهها و روزها تکمیل و به ودیعه گذاشته شد. علاوه بر آن، حضرت امام پیام‌های مهم دیگری که مشهوربه «بازگشت به قانون»، «منشور برادری» و «منشور روحانیت» شدند را نیز در همین ماهها و روزها صادر کردند و به عبارتی می‌توان این پیامهای فصل‌الخطاب‌گونه را نوعی اتمام حجت برای ملت بزرگ ایران و مسئولین نظام جمهوری اسلامی که میراث بران آن حضرت به شمار می‌روند دانست.
پیام مشهور به «منشور روحانیت» که از همین نوع پیامهای فصل‌الخطاب‌گونه است و امام در آن به تبیین دیدگاه‌های خود پیرامون کارنامه و وظایف روحانیت پرداخته‌اند و ضمن جداکردن سره از ناسره در این پیام، بشارت‌ها و انذارهای لازم را به این قشر از جامعه داده‌اند، در سوم اسفندماه سال 1367 صادر شد. لذا به مناسبت سالروز صدور این پیام بخشها و فرازهایی از آن را تقدیم خوانندگان گرامی روزنامه می‌نمائیم. هرچند کلمه به کلمه، خط به خط و فراز به فراز این پیام مهم، دارای ویژگی‌ خاص خود است، اما از آنجا که متن کامل این پیام به دفعات در فرصت‌های قبلی به چاپ رسیده است، بنابراین در این مجال تنها به مرور فرازهای مهم‌تر آن مبادرت می‌ورزیم.
* * *
بسم‌الله الرحمن الرحیم
خدمت حضرات روحانیون سراسر کشور و مراجع بزرگوار اسلام و مدرسین گرام و طلاب عزیز حوزه‏های علمیه و ائمه محترم جمعه و جماعات ـ دامت برکاتهم
صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طیبه شهیدان خصوصاً شهدای عزیز حوزه‏ها و روحانیت. درود بر حاملان امانت وحی و رسالت پاسداران شهیدی که ارکان عظمت و افتخار انقلاب اسلامی را بر دوش تعهد سرخ و خونین خویش حمل نموده‏اند. سلام بر حماسه‏سازان همیشه جاوید روحانیت که رساله علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکب خون نوشته‏اند و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه ناس از شمع حیاتشان گوهر شب‌چراغ ساخته‏اند. افتخار و آفرین بر شهدای حوزه و روحانیت که در هنگامه نبرد رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بریدند و عقال(1) تمنیات دنیا را از پای حقیقت علم برگرفتند و سبکبالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان شعر حضور سروده‏اند.
* اگر فقهای عزیز نبودند، معلوم نبود امروز چه علومی به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به خورد توده‏ها داده بودند. جمع‏آوری و نگهداری علوم قرآن و اسلام و آثار و احادیث پیامبر بزرگوار و سنت و سیره معصومین ـ علیهم السلام ـ و ثبت و تبویب(2) و تنقیح آنان در شرایطی که امکانات بسیار کم بوده است و سلاطین و ستمگران در محو آثار رسالت همه امکانات خود را به کار می‏گرفتند، کار آسانی نبوده است که بحمداللّه‏ امروز نتیجه آن زحمات را در آثار و کتب با برکتی همچون «کتب اربعه»(3) و کتابهای دیگر متقدمین و متاخرین از فقه و فلسفه، ریاضیات و نجوم و اصول و کلام و حدیث و رجال، تفسیر و ادب و عرفان و لغت و تمامی رشته‏های متنوع علوم مشاهده می‏کنیم. اگر ما نام اینهمه زحمت و مرارت را جهاد فی‏سبیل‌الله نگذاریم، چه باید بگذاریم؟
* در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، علمای اسلام اولین کسانی بوده‏اند که بر تارک جبین شان خون و شهادت نقش بسته است. کدام انقلاب مردمی ـ اسلامی را سراغ کنیم که در آن حوزه و روحانیت پیش کسوت شهادت نبوده‏اند و بر بالای‌دار نرفته‏اند و اجساد مطهرشان بر سنگفرشهای حوادث خونین به شهادت نایستاده است؟ در 15 خرداد و در حوادث قبل و بعد از پیروزی، شهدای اولین، از کدام قشر بوده‏اند؟ خدا را سپاس می‏گزاریم که از دیوارهای فیضیه گرفته تا سلولهای مخوف و انفرادی رژیم شاه و از کوچه و خیابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر کار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه‏ها و میادین مین، خون پاک شهدای حوزه و روحانیت افق فقاهت را گلگون کرده است و در پایان افتخارآمیز جنگ تحمیلی نیز رقم شهدا و جانبازان و مفقودین حوزه‏ها نسبت به قشرهای دیگر زیادتر است. بیش از دو هزار و پانصد نفر از طلاب علوم دینیه در سراسر ایران در جنگ تحمیلی شهید شده‏اند و این رقم نشان می‏دهد که روحانیت برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی ایران تا چه حد مهیا بوده است.
* در ترویج روحانیت و فقاهت نه زور سر نیزه بوده است، نه سرمایه پول‏پرستان و ثروتمندان، بلکه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است که مردم آنان را برگزیده‏اند. مخالفت روحانیون با بعضی از مظاهر تمدن در گذشته صرفاً به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است. احساس خطر از گسترش فرهنگ اجنبی، خصوصاً فرهنگ مبتذل غرب موجب شده بود که آنان با اختراعات و پدیده‏ها برخورد احتیاط‏آمیز کنند. علمای راستین از بس که دروغ و فریب از جهانخواران دیده بودند، به هیچ چیزی اطمینان نمی‏کردند و ابزاری از قبیل رادیو و تلویزیون در نزدشان مقدمه ورود استعمار بود، لذا گاهی حکم به منع استفاده از آنها را می‏دادند. آیا رادیو و تلویزیون در کشورهایی چون ایران وسایلی نبودند تا فرهنگ غرب را به ارمغان آورند؟ و آیا رژیم گذشته از رادیو و تلویزیون برای بی‏اعتبار کردن عقاید مذهبی و نادیده گرفتن آداب و رسوم ملی استفاده نمی‏نمود؟ به هر حال خصوصیات بزرگی چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگی به قدرتها و مهمتر از همه احساس مسئولیت در برابر توده‏ها، روحانیت را زنده و پایدار و محبوب ساخته است و چه عزتی بالاتر از اینکه روحانیت با کمی امکانات، تفکر اسلام ناب را بر سرزمین افکار و اندیشه مسلمانان جاری ساخته است و نهال مقدس فقاهت در گلستان حیات و معنویت هزاران محقق به شکوفه نشسته است. راستی اگر کسی فکر کند که استعمار، روحانیت را با اینهمه مجد و عظمت و نفوذ تعقیب نکرده و نمی‏کند، ساده‏اندیشی نیست؟
مسئله کتاب آیات شیطانی(4) کاری حساب شده برای زدن ریشه دین